تو هنوز همان گمشده ى پنهايى كه گاهى از روياهاى من عبور ميكنى بدون هيچ رده پا و بدون هيچ سرنخىلعنتى بگو كجا پيدايت كنم؟ما كنار هم هستيم در يك شهردر يك محلهدر يك خيابان قدم ميگذاريماما چرا هيچ وقت نميبينمت؟در خيابان ها مانند يك ديوانهبه صورت ها نگاه ميكنمهيچ كدام آشنا نيستنداى آشناى دوست داشتنىكجا بيابمت؟و اين تقدير است كه حتى در روز موعودبازهم از هم دور بوديموباز تو همان تيپ دوستداشتنىوفقط مي
برچسب: گمشده,پنهايى,
نویسنده: نیکا مرادیان
تاريخ: شنبه
1 مهر
1396 ساعت: 7:26